تفاوت حسابرس ، ذي حساب و مميزي مالياتي

براي اينکه تفاوت اين سه ومضوع را با هم مقايسه کنيم بهتر است که ابتدا اين سه مفهوم را تعريف کنيم

 حسابرس
 

حسابرس يا حسابرس مستقل فرد يا موسسه صلاحيتداري است که مسئوليت نهايي حسابرسي صورتهاي مالي را به عهده مي گيرد و دفاتر ، اسناد و مدارک واحد مورد رسيدگي را حسابرسي و درباره مطلوبيت ارائه و قابليت اعتماد صورتهاي مالي آن واحد ، بر اساس ضوابط حرفه اي ، اظهار نظر مي کند . در موارد ارائه خدمات مرتبط ، حسابرس ، الزاما فرد يا موسسه اي نيست که حسابرسي صورتهاي مالي واحد اقتصادي را بر عهده دارد .

ادامه مطلب یادتون نره ..

ادامه نوشته

نظر خواهی

خوب اگه دقت کنید ما برای هر پست نظر گذاشتیم ..

بچه ها بر خلاف وبلاگهای دیگه و با نظر استاد وفادار ما نمیتونیم کسی رو لینک کنیم ..

نمیدونم چرا بعضی از بچه ها که وبلاگ نویسی بلد هستن و میان نظرات گران بهاء و ارزشمند به ما میدن که ازشون کمال تشکر را داریم .. اینقدر دی اکتیو هستند .. ازشون خواهش میکنیم که برای یاری ما به دفتر فرهنگ مراجعه کنند ...

بهاری باشید ..

خصوصیات دانشجویان کشورهای مختلف...

ژاپن:به شدت مطالعه می کنند و برای تفریح ربات می سازند.

مصر:درس می خوانند وهر از گاهی علیه حسنی مبارک در وپنجره ای هم می شکنند!

هند:پس از دوسال درس خواندن برادر دوقلویش را بر حسب تصادف در دانشگاه پیدا می کند.بر حسب تصادف می فهمد که پسر یک میلیونر است و در کودکی ربوده شده در خانه ای فقیرانه زندگی کرده است.با برادرش سراغ پدر می رود می بیند پدر با یک زن دیگر که او یک دختر از شوهر اول داشت ازدواج کرده.دانشجوی قصه ما یک دل نه صد دل عاشق آن دختر میشود.برادرش را به خانه فقیرانه اش می آورد برادرش هم عاشق دختر فقیر این وری میشود.این دو برادر اینوری و با آن دو خواهر آنوری ازدواج می کنند و کلاغه به خانه اش می رسد!

عراق:مدام به تیرها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد به آمریکایی های اشغالگر بد وبیراه می گوید اما با آنها عکس یادگاری می اندازد و دامن شان را ول نمی کند بروند رد کارشان...

کوبا:او چه دلش بخواهد و چه دلش نخواهد باید برود دانشگاه برای طول عمر فیدل کاسترو و البته رائول دعا می کند.به حزب کمونیست حاکم بپیوندد علیه آمریکا شعار دهد در حالی که از گرسنگی وفقر رو به موت است وانمود کند از زور رضایت و خوشبختی دارد می ترکد!

پاکستان:او به شدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز به عضویت القاعده یا طالبان در بیاید و بشود یک آدم کش با سواد انتحاری...

البته این مسئله مهمی است که در وقت انفجار مدرک دانشگاه در جیبش باشد یا نباشد!!!

اوگاندا:او درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس یک تک پا می رود چند هزار نفر از قبیله  تونسی را با پرتاب بمب و موشک وخمپاره می فرستد به هوا!!!

  و اندر حکایت دانشجویان ایرانی...

روی ادامه مطلب کلیک کنید ..

 

ادامه نوشته

گوگل دهخدا و معین

برای استفاده از لغت نامه دهخدا و معین اینجا کلیک کنید ..

امضای الکترونیکی با مأوس

خوب همونطور که همه می دونید ما بیشتر کارهای شرکتمون باید اینترنتی انجام بدیم .. برای اینکار باید یه امضائ  الکترونیکی هم داشته باشیم ..

برای داشتن امضائ الکترونیکی اینجا کلیک کنید ..

دیوان امام خمینی

مجموعه دیوان امام خمینی شامل ( غزل ، رباعی ، قصیده ، مسمّط ، ترجیع بند ، قطعات و اشعار پرداکند ) می باشد ..

برای استفاده از اشعار موجود اینجا کلیک کنید ..

دانلود آهنگ ، کلیپ ، برنامه های قرآنی و مذهبی برای موبایل

 

برای دانلود آهنگ ، کلیپ ، برنامه های قرآنی ،مذهبی؛ مداحی ، زندگینامه عرفا و ... برای موبایل اینجا کلیک کنید ..

 

اعترافات دانشمندان و شخصیت های مهم جهان درباره اعجاز قرآن


آلبرت انيشتاين Albert Einstein (1879-1955م)بزرگترين متفکر و فيزيکدان:
قرآن کتاب جبريا هندسه يا حساب نيست , بلکه مجموعه اي از قوانين است که بشر را به راه راست , راهي که بزرگترين فلاسفه دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند , هدايت مي کند.
فردريش ديتريشي Dietrichi (1821-1903م) اسلام شناس :
همين علوم و معارف مسلمين بود که اروپا رادر قرن دهم ميلادي جلو برد همان علومي که سرچشمه آن ها قرآن کريم بود و اروپا از اين حيث به اسلام مديون است.
سر ويليام موئيس Sir William Mouies (1819-1905م) دانشمند و مورخ انگليسي :
قرآن محمد صلي الله عليه وآله کتابي است پر از دلايل واضح و مسائل بي شمار علمي و قوانين قضايي و حقوقي و دستورات عاليه که براي حفظ حيات اجتماعي و مدني در اين کتاب مقدس با عبارات ساده و درعينِ حال محکم و منظم آوده است که خوانندگان را مجذوب مي نمايد.
«فيليپ.ك.حِتّى» دانشمند معاصر و استاد دانشگاه پرينستون آمريكا كه در باره تاريخ عرب تحقيقات ارزندهاى كرده و چندين كتاب در اين زمينه نوشته است، در يكى از كتب خود به نام «تاريخ عرب» مى نويسد:
قرآن از تمام معجزات بزرگتر است و اگر سراسر اهل عالم جمع بشوند بى ترديد از آوردن مثل آن عاجز خواهند بود.

«ناپلئون بناپارت» مي گويد:
قرآن به تنهايى عهده دار سعادت بشر است.
«ارنست رنان» فرانسوى:
در كتابخانه شخصى من هزاران جلد كتاب سياسى، اجتماعى، ادبى و غيره وجود دارد كه همه آن ها را بيشتر از يك بار مطالعه نكرده ام و چه بسا كتاب هايى كه فقط زينت كتابخانه من مى باشند ولى يك جلد كتاب است كه هميشه مونس من است و هر وقت خسته مى شوم و مى خواهم درهايى از معانى و كمال بر روى من باز شود آن را مطالعه مى كنم و از مطالعه زياد آن خسته و ملول نمى شوم.اين كتاب، قرآن كتاب آسمانى مسلمين است.
 
برادی دیدن ادامه مطالب لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید ..


ادامه نوشته

نشریه دانشکده

خوب با توجه به پیگیریهای متعدد استاد وفادار (مسئول دفتر فرهنگ) به زودی نشریه دانشکده منتشر میشه ..

از کلیه علاقه مندانی که می توانند در این امر ما را یاری نمایند خواهش می کنیم به دفتر فرهنگ مراجعه و مطالب و نظرات خود را به ما انتقال دهند ..

با تشکر از زحمات سرکار خانم دکتر وفادار

بهاری باشید ..

جملات معلم شهید مرتضی مطهری

جملات حکیمانه استاد شهید مطهری

ایمان پیوند ادراکی با حقیقت است ایمان یعنی تسلیم یعنی خدا آگاهی مقرون به گرایش و تسلیم در پیشگاه حق.

-شناختن, همان دانستن است.

-عشق انسان را می رساند به مرحله ای که می خواهد از معشوق, خدائی بسازد و از خود بنده ای، او را هستی مطلق بداند و خود را در مقابل او نیست و نیستی حساب کند.

-زهد برداشت کم برای بازدهی زیاد است.

-زن آفریننده عشق است و عشق آفریننده مرد و مرد آفریننده تاریخ . ناظر به نقش مستقیم زن در سازندگی تاریخ است.

-زنان در طول تاریخ تنها مولد و زاینده مردان و پرورش دهنده جسم انها نبوده اند، بلکه الهام بخش و نیرو دهنده و مکمل مردانگی آنها بوده اند.

-اطراف کلمه  شهید را هاله ای از قدس و تعالی احاطه کرده است.

-حسین (ع) سنگر عمل صالح است نه سنگر گناهکاری.

-کلید شخصیت حسین (ع) حماسه است، شور است، عظمت است، صلابت است، ایستادگی و حق پرستی است.

-تقوا محدودیت نیست، مصونیت است.

-پرستش نوعی رابطه خاضعانه و ستایشگرانه است که انسان با خدای خود برقرار می کند.

-خودباختگی یعنی تزلزل شخصیت.

حدیث روز

برای دیدن حدیث روز و همچنین مقاله های علمی پژوهشی اینجا کلیک کنید ..

معرفی کتاب هفته

  حماسه حسینی

 شهید مرتضی مطهری قدس‏سره که با دغدغه خاص به بررسی موضوعات اسلامی می‏پرداخت، نسبت به حادثه عاشورا حساسیت و عنایت فوق‏العاده‏ای داشت. گر چه در این باره تألیف و اثری مکتوب توسط خود استاد نیست، اما گویا آنچه در نظر داشته بر قلم جاری کند، در سخنرانیهای خود اظهار نموده است. «حماسه حسینی» عنوان سه جلد کتاب از استاد شهید است. این مجموعه مشتمل بر سخنرانیها و یادداشتهای ابتدایی و غیر تفصیلی استاد مطهری است که از حدود سال 1347 تا 1356 شمسی ایراد و نوشته شده و تاکنون بیش از سی نوبت به چاپ رسیده است. این کتاب با عنوان «الملحمةُ الحسینیه» به عربی ترجمه شده و به نام مترجم تصریح نشده است

«حماسه حسینی» تاریخ‏نگاری نیست، بلکه تحلیل تاریخ است و در آن به جنبه درس‏آموزی و الگوگیری از قیام امام حسین علیه‏السلام و لزوم پیراستن آن از تحریفات تکیه و تأکید شده است.

به اعتقاد استاد مطهری صفحه تاریک آن: «از نظر تنوع جنایت بی‏مانند است. حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در آن رخ داده که حتی در جنگهای صلیبی و آنچه اروپائیها در اندلس مرتکب شدند به پای آن نمی‏رسد. اگر فقط به این صفحه نگاه کنیم فقط باید شعر مرثیه بگوییم و بس.

ادامه مطلب یادتون نره ..

ادامه نوشته

فرهنگ مهدویت

فرهنگ انتظار و مهدویت اقیانوس بی‌کرانی است که هر معتقد به امام قائم (عج) در حد بینش و دانش و تحقیقی که کرده از آن برداشت مي‌کند؛ نگرشی درست به ظهور منجی موعود از سلاله پاک پیامبر اسلام (ص) و درک صحیح از معیار‌ها، ارزش‌ها و مسئولیت‌ها و احیای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح خود و جامعه است؛ رابطه‌اي قوی و پایدار بر اساس رابطه ولایی، بین انسان و امام عصر(عج) ایجاد مي‌کند. فرهنگ انتظار، حرکت‌آفرین، امیدبخش، تلاش‌آور و نشاط‌آور است و تمام ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی، یأس و نومیدی و خستگی و پوچ‌گرایی را از بین مي‌برد؛ فرهنگ حرکت و تلاش در جهت زمينه‌سازي ظهور منجی موعود است؛ فرهنگ رویش و پویش و دریچه‌اي به جهان آینده و راه نجات فردی و اجتماعی از بن‌بست‌ها و گرفتاری‌هاي جسمی و روحی به شمار می‌آید؛ مولد تلاش و حرکت به سوی آینده روشن و بهتر است. فرهنگ مهدویت زیربنای ایجاد نظم عادلانه جهانی در پرتو انسان کامل و رهبری معصوم به شمار می‌آید و انسان‌ها و جامعه را در برابر تمام بیماری‌های فکری و روحی بیمه می‌کند؛ فرهنگ مهدویت در پیش‌گیری بنیادی از تهاجم فرهنگی نقش اساسی دارد و تمام کمبود‌ها را جبران می‌کند و تمام موانع را برمی‌دارد و سکوی پرواز به جهانی آزاد و بهتر است.

لطفا برای دیدن باقی مطالب روی ادامه مطلب کلیک کنید ..

ادامه نوشته

اخبار دانشکده

خوب همانطور که میدانید الان فصل امتحانات هستش و همه دارند سعی و تلاش خودشونو می کنند ..

روز  دوشنبه ۲۲/۱۰/۸۸ روز طرح سوال بود ..

سخن هایی زیبا از شهید دکتر علی شریعتی

حسين بيشتر از آب تشنه لبيک بود ، اما افسوس كه به جای افكارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بی آبی نامیدند. دکتر شریعتی

دیدم عده ای مرده ی متحرک را که بر یک زنده ی همیشه جاوید عزاداری می کنند . دکتر شریعتی

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست.دکتر شریعتی

 آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی اند .دکتر شریعتی

برای دیدن بقیه مطالب روی ادامه مطلب کلیک کنید ..

ادامه نوشته

نماز و احکام کلی آن

 

  نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری


پس از شناختن خدا، باید اعمالی را که مانند نماز و روزه نشانه بندگی و فرمان برداری است به جا آوریم.
خداوند متعال می فرماید: ما سلککم فی سقر*قالوا لم نک من المصلین  (مدثر«74»: 42و 43)، وقتی از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را جهنمی کرد؟ می گویند: علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمی خواندیم.

پیغمبر (ص) فرمود: نماز، ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر هم قبول نمی گردد (ر.ک:کافی 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسی شبانه روزی پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و باید دانست کسی که نماز می خواند ولی به آن اهمیت نمی دهد، مانند کسی است که نماز نمی خواند.

خداوند در قرآن مجید می فرماید: فویل للمصلین* الذین هم عن صلاتهم ساهون، (ماعون «107»:4 و 5). وای بر نمازگرانی که از یاد خدا غفلت می کنند!

ادامه مطلب یادتون نره ..

ادامه نوشته

حکايت دولت و فرزانگی


نويسنده: مارک فيشر
مترجم: گيتی خوشدل

ناشر: نشر قطره
قيمت ريالی: 15000
   
قيمت دلاری: 11.67$
   

جلد: شوميز
محل نشر: تهران
تاريخ نشر: 1385/01/30
   
چکيده:
ماجرای اين داستان از اين قرار است: "روزگاری جوانی هوشمند مي‌زيست که مي‌خواست دولتمند شود. آکنده از نوميدي‌ها و موانعی انکار‌ناپذير، هنوز به ستاره بخت خود اعتقاد داشت". او با اين انگيزه در يک شرکت تبليغاتی کوچکی کار مي‌کند؛ اما از اين کار طرفی نمي‌بندد و رضايتی حاصل نمي‌کند، جوان، در پی آن، نزد عموی خود مي‌رود که صاحب ثروت و مکنت بسياری است. او از عمو مي‌خواهد که راز ثروتمند شدن را به وی بياموزد. عمو رمز موفقيت خود را از جانب مردی مي‌داند که "دولتمرد" نام دارد؛ از اين رو، برادرزاده را به او معرفی مي‌کند. جوان که انتظار دارد "دولتمرد" به او موعظه و اندرز دهد، با روشی متفاوت رو به رو مي‌شود و عملا با ترفندهای دولتمرد مواجه مي‌گردد و سرانجام مسائل و روابطی را تجربه مي‌کند و به مقصود نايل مي‌آيد؛ به گونه‌ای که شرح و تفصيل آن در کتاب آمده است.
نوبت چاپ: 62
   
تيراژ: 20000
شابک: 964-341-238-5    
تعداد صفحه: 120
قطع: رقعي

آخرین راز شاد زیستن: پیرو قلب خود باشید  



 اندرو ماتیوز، وحید افضلی راد (مترجم)
   
قیمت پشت جلد:     27000 ریال
قیمت:     25000 ریال

مشخصات کتاب

    * تعداد صفحه: 214
    * نشر: نیریز (06 آذر، 1385)
    * شابک: 964-91538-5-3
    * قطع کتاب: رقعی
    * وزن: 550 گرم

روانشناسی رنگها  

                                                                                       

قیمت پشت جلد:      35000 ریال 


توضیح مختصر:
در این کتاب اثر  هر یک از رنگ ها بر محیط و انسان به طور علمی بررسی شده است  

مشخصات کتاب:
# تعداد صفحه: 288
# نشر: درسا (19 دی، 1386)
# شابک: 964-6104-07-X
# قطع کتاب: وزیری
# وزن: 700 گرم

چه کسی پنیر مرا برداشت؟

-توضیح مختصر :                                                                                                                                                                            

این کتاب تمثیل بسیار ساده ایست که حقایق عمیقی را در مورد تغییرات
بازگو می کند
مترجمان و ویراستاران:
، کامران پروانه (مترجم)، فاطمه ساریخانی (ويراستار)

قیمت پشت جلد:      10000 ریال
مشخصات کتاب

    * تعداد صفحه: 86
    * نشر: اردیبهشت (05 تیر، 1385)
    * شابک: 964-7727-54-2
    * قطع کتاب: رقعی
    * وزن: 350 گرم

مترجم متن و دیکشنری دو زبانه

 

* * مترجم متن و دیکشنری دو زبانه  * *

خوب برای اینکه یه متن طولانیرو که استاد بهمون میده  ترجمه کنیم باید خیلی وقت بزاریم تا اینکارو انجام بدیم.. که میدونید ما هیچ موقع وقت و زمان نداریم ..ولی برای اینکه شما راحت تر بتونید اینکارو کنید و وقت اضافه بیارید اینجا کلیک کنید ..

تو انتخاب زبان متن دقت کنید ..

یه دیکشنری هم هست که خودم خیلی خوشم میاد .. برای استفاده از اون هم اینجا کلیک کنید ..

بهاری باشید ..

محاسبه طول عمر

 

برای محاسبه طول عمر و ریسک ابتلا به بیماری های ایسکمیک قلب در شما  اینجا کلیک کنید ..

یکم کمتر حرس بخوریم .. من که به زور چند سال دیگه زندم ..

بهاری باشید ..

قد و وزن نرمال

برای اینکه بدونید چقدر کمبود وزن دارید  کافیه وزنُ قد و سنتون رو اینجا وارد کنید تا ببینید چقدر کمبود وزن دارید ..

البته بعضی ... باید رژیم بگیرند .. 

آمار لحظه به لحظه جهان

برای دیدن آمار لحظه به لحظه کل جهان اینجا کلیک کنید ..

مواظب باشید یه موقع کاری نکنید تو یکی از قسمتاش که مربوط به ... شما هم اضافه بشید ..

بهاری باشید ..

حسابداري صنعتي (Industrial accounting)

آشنایی با برخی مفاهیم حسابداری مدیریت؛هزینه یابی برمبنای فعالیت،ارزیابی متوازن وارزش افزوده اقتصادی

M. Shinder and D. McDowell : نویسنده

مترجم: روح الله صدیقی

 

هزینه یابی برمبنای فعالیت و ارزیابی متوازن اطلاعاتی را فراهم می آورند که مدیران جهت تصمیم گیری هایی که منجر به خلق ارزش می شود به آن نیازمندند. ارزش افزوده اقتصادی فراهم آورنده چارچوب تصمیم، معیارهای عملکرد و محرکهایی است که مدیریت را برای خلق ارزش بر می انگیزد.

برای درک بیشترِ مفاهیم هزینه یابی برمبنای فعالیت، ارزیابی متوازن و ارزش افزوده اقتصادی می توان تجارت را به فوتبال تشبیه کرد. مربی یک تیم فوتبال به عوامل متعددی جهت موفقیت نیاز دارد. برای مثال به دست آوردن ضربه های ایستگاهی، به دست آوردن کرنر، فراهم سازی یک دفاع محکم و داشتن یک دروازه بان مناسب. اما در پایان مسابقه تنها چیزی که اهمیت دارد این است که مسابقه را برده ایم یا باخته ایم نه اینکه در طول بازی چند کرنر یا چند ضربه ایستگاهی به دست آورده ایم. در تجارت نیز مدیر معیارهای زیادی را برای کسب موفقیت لازم دارد. هزینه یابی برمبنای فعالیت وارزیابی متوازن معیارهایی هستند که مدیر را در تصمیم گیری و دستیابی به موفقیت یاری می رسانند، اما آیا صرفاً استفاده از این معیارها دلیل بر موفقیت است؟

.. ادامه مطلب ..

ادامه نوشته

آرگونوميك What is Ergonomic

آرگونومیک علم طراحی سازگار محیط و محصولات با کاربران است. لغت ارگونومیک از لغات یونانی «ارگون» به معنای «کار» و «نوموس» به معنای «قانون» گرفته شده است و اصطلاحا به معنی انطباق کار برای افراد، از طریق طراحی وظیفه و روش ها و نیز انطباق افراد با کار از طریق استفاده مناسب از چیدن روش های صحیح می باشد. باید توجه داشت که آنچه برای یک نفر مناسب است می تواند برای دیگری مناسب نباشد. بنابراین روش های مجزا باید مدنظر قرار گیرند. ارگونومیک در نظر اول ممکن است آگاهی و علم جلوگیری از صدمات و ناراحتی های پیش بینی نشده معنی شود در حالی که موضوع اصلی آن پیش از بررسی وقوع ضایعه ای، تقویت راحتی و روانی عملکرد است. فراموش نباید کرد که انسان ها دارای محدودیت هستند و برای اینکه بتوان با وجود محدویتها فعالیت مناسبی داشت، شرایط محیط باید به گونه ای مناسب طراحی گردد.
اهداف شناخت ارگونومیک را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد:

ادامه نوشته

مسیحیت چیست و مسیحیان به چه چیزی ایمان دارند؟

در اول قرنتیان 1:15-4 اینچنین می خوانیم: "الآن ای برادران شما را از انجیلی که به شما بشارت دادم اعلام می نمایم که آن را هم پذیرفتید و در آن هم قائم می باشید. و بوسیلۀ آن نیز نجات می یابید به شرطی که آن کلامی را که به شما بشارت دادم محکم نگاه دارید والا عبث ایمان آوردید. زیرا که اول به شما سپردم آنچه نیز یافتم که مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مُرد."

اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است. آنچه که مسیحیت را در مقایسه با سایر ادیان منحصر به فرد می کند این است که مسیحیت بیش از آنکه در رابطه با مراسم مذهبی باشد در مورد یک رابطه و مشارکت شخصی است. شخص مسیحی به جای آنکه خود را مجبور به اطاعت ازامر و نهی های مذهبی نماید، این هدف را دنبال می کند که رابطه ای بسیار نزدیک با خدای پدر داشته باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار مسیح و عملکرد روح القدس در زندگی مؤمنین است.

مسیحیان بر این عقیده اند که کتابمقدس کلام الهام شدۀ الهی و فاقد هر گونه اشتباه می باشد. به همین دلیل آنها ایمان دارند که تعلیم کتابمقدس در هر زمینه ای صحیح ترین، بانفوذترین، و مقتدرانه ترین نظر است. (دوم تیموتاؤس 16:3؛ دوم پطرس 20:1-21) مسیحیان به یک خدای واحد ایمان دارند که سه شخصیت است: پدر، پسر، و روح اقدس.

مسیحیان ایمان دارند که هدف خاص خدا از آفرینش انسان این بوده است که انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه تمام بشریت را از خدا جدا ساخت (رومیان 12:5؛ 23:3). مسیحیت تعلیم می دهد که عیسی مسیح خدای کامل و انسان بی نقصی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد (فیلیپیان 6:2-11) و بر صلیب جان داد. مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح پس از مرگ مدفون شد، روز سوم از مردگان برخاست، و الآن بدست راست خدای پدر نشسته است تا برای ایمانداران شفاعت کند (عبرانیان 25:7). پیغام مسیحیت اعلام این حقیقت است که مرگ مسیح بر روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناه تمام بشر کافی و بسنده بوده است؛ و این همان عاملی است که رابطۀ گسیختۀ بین خدا و انسان را بازسازی می کند. (عبرانیان 11:9-14؛ 10:10؛ رومیان 23:6؛ 8:5)

انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، احتیاج دارد به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به کمال رسانید ایمان آورد. اگر شخصی ایمان داشته باشد که مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان او را پرداخت نموده از مردگان قیام کرد، آن شخص نجات یافته است. هیچکس قادر نیست نجات را برای خود تحصیل کند. در واقع هیچکس نمی تواند آنقدر نیکو و بیگناه باشد که قادر باشد خدا را خشنود سازد زیرا همۀ ما گناهکار هستیم. (اشعیا 6:64-7؛ 6:53) علاوه بر این، چون مسیح تمام آنچه برای نجات ما لازم بود به تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی بر آن افزود. به همین دلیل هنگامی که بر روی صلیب جان خود را فدا می ساخت فرمود: "تمام شد" (یوحنا 30:19).

به همان گونه که هیچکس قادر نیست بواسطۀ اعمالش خود را نجات دهد، هیچ عملی نیز قادر نیست شخص نجات یافته را از نجاتی که با ایمان دریافت کرده است محروم کند. باید همیشه به یاد داشت که عمل نجات، کار به کمال رسیده ای است که با مرگ مسیح بر روی صلیب فراهم شد. پس، در عمل نجات، فاعل مسیح است. و شخص نجات یافته مفعول است، یعنی دریافت کنندۀ این نجات عظیم است. یوحنا 27:10-29 می گوید: " گوسفندان من آواز مرا می شنوند و من آنها را می شناسم و مرا متابعت می کنند. و من به آنها حیات جاودانی می دهم و تا به ابد هلاک نخواهند شد و هیچکس آنها را از دست من نخواهد گرفت. پدری که به من داد از همه بزرگتر است و کسی نمی تواند از دست پدر من بگیرد."

شاید عده ای به غلط تصور کنند: "یک بار و برای همیشه نجات یافته ام ... حال می توانم هر طوری که بخواهم زندگی کنم ... و هیچ چیز نمی تواند نجات را از من بگیرد." ولی باید به یاد داشت که هنگامی که شخص نجات می یابد از فرمانبرداری از طبیعت کهنه و گناه آلود خویش آزاد میشود. او در واقع شخص آزاد شده ای است که مشتاقانه می خواهد در رابطۀ نزدیک و صمیمی با خدا رشد کند. تا زمانی که ایماندار بر روی زمین زندگی می کند و در بند این نفس گناه آلود است همواره وسوسه می شود تا گناه کند. در رابطۀ بین انسان و خدا، گناه همواره به صورت یک دیوار جدائی عمل می کند. اگر فردی در گناه زندگی کند و به آن ادامه دهد، از رابطه ای که خدا مایل است با او داشته باشد لذت نخواهد برد. تنها طریق پیروزی بر وسوسه و گناه این است که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از کتابمقدس بسپارند و هر روزه تحت کنترل روح القدس زیست کنند. زندگی تحت کنترل روح القدس یعنی سرسپردگی و پیروی از رهبری و نفوذ روح القدس در زندگی روزمرۀ خود.

در حالی که بسیاری از مذاهب پیروان خود را به اطاعت از یک سری قوانین ترغیب می کنند، مسیحیت یعنی ایجاد یک رابطۀ شخصی و زنده با خدا. مسیحیت یعنی ایمان به شخص عیسی مسیح که بر روی صلیب مُرد، جریمۀ گناهان را پرداخت نمود، و روز سوم از مُردگان برخاست. با مرگ مسیح بر روی صلیب دِین گناهان شما پرداخت شده است، و حالا شما می توانید با خدا مشارکت داشته باشید. در مسیحیت شما قادر هستید که بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کرده، در دوستی و اطاعت از خدا بسر بَرید. این مفهوم واقعی مسیحیت است که کتاب مقدس تعلیم می دهد.

زندگینامه پدر علم مدیریت

فردریک تیلور

 پدر مدیریت علمی، در ۲۰ مارس ۱۸۶۵، در یک خانواده فیلادلفیایی آزادی خواه و طبقه بالا متولد شد. پدرش، لیسانس حقوق و وکیل بود و پول کافی را از وام های مسکن دریافت می کرد و یک کار معمولی نداشت. مادرش یک طرفدار الغای بردگی و طرفدار آزادی زنان بود. او یک ایستگاه راه آهن زیرزمینی برای برده های فراری راه انداخته بود. پدر و مادرش مسیحیان معتقدی بودند که به زندگی ساده اعتقاد داشتند. مسئولیت برای والدین مسئله مهمی نبود، بچه ها در خانواده دیده می شدند ولی به آنها توجهی نمی شد. اعضای خانواده یکدیگر را « تو » خطاب می کردند. تیلور با وجود سن کم، خود کنترلی را آموخت و خدایش او را یاری نمود تا از تضاد با هم سن و سالانش به دور باشد و دعواهای بین آنها را حل کند.

روی ادامه مطلب کلیک کنید ..

ادامه نوشته

۲9 راز مديريتي جك ولش

جك ولش در سال 1928 در آمريكا به دنيا آمد. كارشناسي مهندسي شيمي را از دانشگاه ام.آي.تي و كارشناسي ارشد و دكتراي همان رشته را از دانشگاه ايلي نويز گرفت. وي پس از طي مراحل مختلف مديريتي در بخشهاي مختلف شركت جنرال الكتريك، در سال 1980 در 45 سالگي به عنوان نوزدهمين مديرعامل شركت 120 ساله جنرال الكتريك به كار مشغول شد. او بلافاصله انقلاب جديدي را در شركت آغاز كرد و به كاركنانش دستور داد همه وقت هــدردادن هاي ديوانسالارانه و بودجه بنديهاي فريبنده را كنار بگذارند. وي سپس با كوچك سازي شركت به استفاده از انديشه تمامي كاركنان در بهبود فعاليتهاي شركت دست زد. اين فعاليتها همراه با توسعه نگـــــــرش 6 سيگما و ورود به حوزه فعاليتهاي شبكه اي سبب شد كه سهام 100 دلاري شركت در ابتداي شروع به كار او به بيش از دو هزار دلار برسد و درنتيجه سود سالانه 27 ميليارد دلاري سهام به 80 ميليارد دلار و دارايي 25 ميليارد دلاري به 400 ميليارد دلار افزايش يابد. جك ولش پس از 40 سال حضور در جنرال الكتريك كه 20 سال آخر آن در بالاترين پست اجرايي (مديرعاملي) سپري شد الگوي موفقي از آينده نگري و فداكاري و تدبير و مسئوليت را در مقابل مديران در سطح جهان قرار داد و خود را شايسته نامزدي مدير برتر قرن بيستم كرد.

برای دیدن بقیه مطالب روی ادامه مطلب ..

ادامه نوشته

امضا نشانگر شخصیت

 ۱-کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می کنند ،انسانهای منطقی هستند .

۲-کسانی که بر عکس عقربه های ساعت امضاء می کنند ،دیر منطق را قبول می کنند و معمولاً غیر منطقی هستند .

۳-کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند .

۴-کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند انسانهای منظمی هستند .

۵-کسانی که با فشارامضاء می کنند ، در کودکی سختی کشیده اند .

۶-کسانی که پیچیده امضاء می کنند آدمهای شکاکی هستند .

۷-کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند.

۸-کسانی که در امضای خود فامیل می نویسند دارای منزلت هستند .

۹-کسانی که اسمشان را می نویسند و روی اسمشان خط می زننداحتمالاً شخصیت خود را نشناخته اند.

۱۰-کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می کنند ، کسانی هستند که می خواهند به قله برسند.

  من که امضاهام همه این مشخصاتو داره ..

اسرار خواندن فکر دیگران

آیا مایلید به افكار كسی كه در كنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجه شده باشیم می‌توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت كردنشان بشناسیم‌. اما این شناخت در مواجه حضوری با دانستن بسیاری از حالات ثابت شده در علم روان‌شناسی بهترین فرهنگ نامه آدم‌شناسی را برایمان می‌گشاید. با شناخت بیشتر افراد، ارتباطمان جهت دار می‌شود و در مدت كوتاهی خواهیم توانست كه به هدف مورد نظر از این آشنایی و ملاقات نزدیك شویم‌. ایجاد رابطه صحیح باعث رشد عزت نفس در انسان می‌شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافیان تقویت می‌شود. هر چه بهتر و كامل‌تر با خود و دیگران ارتباط برقرار كنیم‌، احساس موفقیت از ایجاد یك ارتباط صحیح و دوستانه ما را زودتر به هدفهایمان می‌رساند و باعث تعالی افكار و رفتارمان در زندگی می‌شود ..

ادامه مطلب ..

ادامه نوشته

خاطرات دانشجوئی

چی بگم .. معلومه دیگه ..

ولی میگم .. میگن خاطرات دانشجوئی خیلی باحالن و برای همه زیاد پیش میان .. اگه شما هم خاطره ای دارید می تونید تو قسمت نظرات برای ما بزارید تا ما به عنوان یه مطلب برای همه بزاریم تا همه دیدن کنن و نظر بدن ..

یه پیشنهادم خودم دارم خاطرات باحال باحالاتونو برای خودتون نگه ندارید ..

بهاری باشید ..

خاطره

کلاس برنامه نویسی نشته بودیم .. استاد به همه گفت تحقیق بیارید .. یه دفعه یکی از بچه ها گفت چند صفحه ... استاد گفت اینا مال زمان قبله .. بزارید آدرس ایمیلمو بدم برام میل کنید .. من با خودم گفتم بابا این دیگه کیه .. بعد ایمیلشو نوشت .. من یه دفعه جا خوردم .. نمیدونم زبان من ضعیف بود یا استاد یکی از حرفهای ایمیلشو اشتباه ثبت کرده بود .. فقط میدونم از اون دانشگاه انصراف دادم ..
آخه میدونید وقتی استاد برنامه نویسی چیزی نمیوتنه بهت یاد بده چیکار باید کرد ؟؟؟

فرستنده : ۰۰۸

عکس با موضوع آزاد

علاقه مندان به عکس و عکاسی تو این قسمت می تونند عکسهای خود را با موضوع آزاد برای ما ارسال کنند تا ما با اسم خودشون برای همه به نمایش بزاریم ..

برای این کار باید عکس خود را آپلود و آدرس اونو برای ما تو قسمت نظرات بزارید ..

برای آپلود  عکس اینجا و اینجا کلیک کنید ..

به يك نفر با قوه تخيل قوي نيازمنديم

بعد از چند هفته از استخدام يك مرد جوان، مدير منابع انساني شركت او را به دفتر خود فرا خواند.

مدير پرسيد: «اين يعني چه؟ هنگام استخدام تو گفتي كه 5 سال سابقه كار داري. اما حالا فهميديم كه اين اولين كار توست و اصلاً سابقه كار نداري.»

مرد جوان پاسخ داد: «خب در آگهي استخدام گفته بوديد كه يك نفر با قوه تخيل قوي مي خواهيد.»

فقط يك كار كن، كار نكن!

افرادي كه زياد كار مي‌كنند، زياد اشتباه مي‌كنند.

افرادي كه كمتر كار مي‌كنند، كمتر اشتباه مي‌كنند.

افرادي كه اصلاً كار نمي‌كنند، اصلاً اشتباه نمي‌كنند.

افرادي كه اصلاً اشتباه نمي‌كنند، ارتقاء مي‌يابند.

به همين دليل است كه من در محل كار بيشتر وقت خود را صرف ايميل فرستادن و بازي رايانه‌اي مي‌كنم؛

براي اين كه نياز به ارتقاء دارم.

نهي از منكر به روش غيرمستقيم

يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدي در نزديكي يك دبيرستان خريد. يكي دو هفته اول همه چيز به خوبي و در آرامش پيش مي رفت تا اين كه مدرسه ها باز شد. در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلي كلاس‌ها سه تا پسر بچه در خيابان راه افتادند و در حالي كه بلند، بلند با هم حرف مي زدند، هر چيزي را كه در خيابان افتاده بود شوت مي‌كردند و سر و صداي عجيبي راه انداختند. اين كار هر روز تكرار مي شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود. اين بود كه تصميم گرفت كاري بكند.

روز بعد كه مدرسه تعطيل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خيلي بامزه هستيد و من از اين كه مي‌بينم شما اينقدر نشاط جواني داريد خيلي خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همين كار را مي‌كردم. حالا مي خواهم لطفي در حق من بكنيد. من روزي 1000 تومن به هر كدام از شما مي دهم كه بياييد اينجا، و همين كارها را بكنيد.»

بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پيرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببينيد بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگي من اشتباه شده و من نمي‌تونم روزي 100 تومن بيشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالي نداره؟»

بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فكر مي‌كني ما به خاطر روزي فقط 100 تومن حاضريم اينهمه بطري نوشابه و چيزهاي ديگه رو شوت كنيم، كور خوندي. ما نيستيم.»

و از آن پس پيرمرد با آرامش در خانه جديدش به زندگي ادامه داد..

کدام را سوار می کنید ؟

متن حكايت

يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:

شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد.

 برای دیدن جواب روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

نظریه X و نظریه Y

 نظریه X و نظریه Y (1906-1964)

نظریه x و y از جمله رهیافتهای منابع انسانی به مدیریت است. داگلاس مگ گریگور با تأثیرپذیری شدید از مطالعات هاتورن و نظریه مزلو، در کتاب معروف خود تحت عنوان بعد انسانی سازمان این نظریه را ترویج کرد که مدیران باید توجه بیشتری به نیازهای اجتماعی و خودشکوفایی افراد در محیط کار داشته باشند. مک گریگور در نظریه ای دو ساحتی ئر مورد انسان، برداشتها ، طرز تلقیها و نگرشهای مدیران را در مورد انسان به دو گروه تقسیم کرده است. وی برای اجتناب از پیشداوری افراد در مورد این دو گروه، آنها را با دو حرف x و y مشخص کرده است. به طور کلی مفروضات نظریه x عبارتند از:

1.بیشتر انسانها ذاتاً تنبل و از کار بیزارند؛

2. بیشتر انسانها از قبول مسئولیت گریزانند و ترجیح می دهند که تحت هدایت دیگری قرار گیرند؛

3. برای انگیزش انسانها باید از مشوقهای مادی و اقتصادی و ایجاد امنیت استفاده کرد؛

4. قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل فقط در تعداد محدودی از افراد یافت می شود که به مشاغل مدیریت و رهبری می پردازند؛

5. بیشتر مردم باید تحت کنترل دقیق قرار گیرند؛ زیرا معمولاً افراد از غلاقه کافی برای کار برخوردار نیستند.

 

در حالی که مفروضات نظریه y عبارتند از:

1. کار به طور طبیعی مانند بازی است؛

2. معمولاً افراد مسئولیت پذیرند و با اشتیاق به دنبال پذیرش مسئولیت هستند؛

3. اگر افراد به کار خود علاقمند باشند، به طور مناسبی برانگیخته می شوند؛ در واقع احساس رضایت درونی بهترین پاداش برای افراد است و شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است؛

4. ((قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل)) به طور طبیعی بین جمعیت انسانها توضیع شده است؛

5. کنترل را می توان به خود افراد واگذار کرد؛ در واقع شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است.

 

ویژگیهای سبکهای مورد استفاده مدیران، بر مبنای مفروضات x و y

ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه x

ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه y

1

تأکید بر تمرکز و تصمیم گیری متمرکز

1

تأکید بر عدم تمرکز و استقلال واحدهای سازمانی

2

تأکید بر کنترل منابع

2

تأکید بر ارزیابی نتایج

3

مدیر مداری و ایفای نقش رهبری توسط مدیران

3

کارمند مداری و ایفای نقش حمایتی توسط مدیران

4

استفاده از مشوق های خارجی

4

استفاده از مشوقهای درونی شغل

5

توقع حصول نتایج کوتاه مدت

5

توقع حصول نتایج بلند مدت

6

استفاده از ساز و کار های کنترل توسظ دیگران

6

استفاده از ساز و کار های کنترل درونی

7

تدکید بر استفاده صرف از امکانات و ظرفیتهای موجود

7

کوشش برای توسعه منابع و افزایش ظرفیت تولید و خدمات

8

تأکید بر ضرورت رفع تضاد میان منافع افراد

8

پذیرش امکان وجود وحدت و همکاری در میان کارکنان (یا حداقل وجود منافع متقابل)

 

بر اساس این نظریه، مدیران با توجه به مفروضاتی که در مورد انسان دارند، به هدایت کارکنان می پردازند و سبکی را برای رهبری انتخاب می کنند که متناسب با مفروضات مذکور باشد.

مگ گریگور بر این باور بود که مدیران باید نگرش خود به انسان را بر مبنای مفروضات نظریه y قرار دهند؛ به همین دلیل، آن گروه از مدیران که مفروضاتی مبتنی بر نظریه x دارند را به تغییر مبانی نگرش فرا می خواند.

به نظر وی اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه x باشد، با کارکنان خود نیز با همان نگرش رفتار خواهد کرد؛ از این رو، چنین مدیری از ساز و کارهای کنترل تفصیلی بهره می گیرد و برای ایجاد انگیزه در کارکنان، صرفاً از محرکهای مادی استفاده می کند؛ در حالی که اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه y باشد، می تواند هدفهای فردی و سازمانی را تلفیق کند. چنین مدیری برای تلفیق هدفهای مذکور به کارکنان خود آزادی عمل بیشتری می دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می کند، کنترل را به حداقل می رساند، و برای جذاب تر کردن کار و ارضای نیازهای سطوح عالی تر کارکنان می کوشد. تحت چنین شرایطی، کارکنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت. البته مک گریگور نیز می دانست که برخی از کارکنان نابالغ، در ابتدای کار به کنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ کافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا کنند که با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه y رفتار شود.

15 دليل براي «ميوه فروش» شدن به جاي «مهندس نرم افزار» شدن!

سالها پيش آنقدر از فشارهاي پروژه و دشوار بودن توليد نرم افزار خسته شده بودم که با يکي از دوستان هم دانشگاهی تصميم گرفتيم یک شغل شرافتمندانه انتخاب کنیم! این بود که مشاغل مختلف را علمی، بررسی کردیم و آخر از همه تصمیم گرفتیم یک میوه فروشی باز کنیم! چرا؟ به هزار و پانزده دلیل! 15 دلیلش را می نویسم، هزارتای بقیه اش را خودتان خواهید دانست:
1- عدم وجود گارانتی: بعد از فروش نرم افزار باید آن را گارنتی کنی. برخلاف بسیاری از مشاغل که شما بابت گارانتی پول اضافه می گیرید و نزد خود نگه می دارید، در نرم افزار بر عکس عمل می شود و این کارفرمای شماست که از شما تضمین (درصدی از قرارداد، چک تضمین، سفته و یا ضمانت نامه بانکی یا همه مواد) می گیرد. در حالیکه میوه فروشی گارانتی ندارد، جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود.
2- بازه کوتاه زمان فروش: یک پروژه نرم افزاری ماهها طول می کشد و باعث فرسایش نیروی کار می شود در حالیکه در میوه فروشی، صبح زود بار میوه و سبزی می آوری، حداکثر تا ظهر سبزی ها تمام می شود، میوه ها هم، بسته به محیط شما، در مدت زمان کوتاهی فروش می روند و شما بازهم بار جدیدی می آورید.
3- تغییر نیاز ندارید: رایج است که نیازهای مشتری تازه زمانی آشکار می شود که شما نرم افزار را فروخته اید و مشتری متوقع است که در چارچوب همان قرارداد تغییرات اعمال شود، حتی اگر ماهیت تغییر کند. اما در میوه فروشی، خریدار که از مغازه خارج شد شما دیگر مسؤولیتی ندارید، اگر تصمیمش عوض شد، شما نگران نیستید، یک کالای جدید به وی می فروشید.
3- عدم محصول ارجاعی: در نرم افزار اگر محصول شما کار نکرد و یا قدیمی شد مشتری یا ارجاع می دهد و یا دیگر سراغش نمی آید، در میوه فروشی شما میوه سالم را به مردم به قیمت گران، میوه نیمه خراب را ارزان تر به مردم کم درآمد تر و احتمالا میوه کاملا خراب را به آبمیوه فروشی ها و نمی دانم لواشک سازی ها می فروشید!
4-واسطه گری به جای تولید: در میوه فروشی شما محلی برای عرضه کالای دیگران هستید، معمولا افزایش قیمت بین میدان میوه و تره بار با مغازه شما چند برابراست . اما در نرم افزار شما تولید می کنید و دردسر های آن را دارید تازه در انتها و پس از کسر انواع مالیات و بیمه هزینه تولید را در بیاورید خیلی هنر کرده اید!
5-مدیریت نیروی انسانی، خیر! : شما در شرکت نرم افزاری با نیروی لوس و نازک نارنجی کارشناس سروکار دارید که کافی است یک کم ناراحت شود، هوس کانادا به سرش می زند، اما در میوه فروشی یکی دو کارگر از برادران افغانی می گیرید، مثل ساعت برای شما کار می کنند و غر که نمی زنند هیچ با همه سختی ها هم می سازند.
6-فصلی بودن کار، تعطیل: در تولید و فروش نرم افزار شما وابسته به زمان هستید، برای مثال دولتی ها معمولا در ماه های خاصی خرید بیشتری می کنند، یا در فروردین و اردیبهشت شما با افت فروش مواجه می شوید، اما در میوه فروشی هر فصلی میوه خودش را دارد و شما آن را می آورید، هر میوه ای هم طرفدار خاص خودش را دارد و شما تقریبا در همه سال فروش خود را یکنواخت خواهید داشت. شب عید ها هم که جای خودش را دارد و شما پوست خلایق را حسابی خواهید کند.
7- بازار دائمی: نرم افزاری ها مانند یک کارگر ساختمانی هستند، باید ساختمانی ساخته شود تا به آنان نیاز باشد، وقتی بودجه IT کشور صفر شود که نمی توان پروژه ای تعریف کرد که نرم افزاری روی آن کار کند، چون هنوز از دیدگاه اغلب تصمیم گیرندگان ما، نرم افزار یک کار تشریفاتی است. اما میوه فروشی نیاز روز مردم است، همه هر روز خرید خودشان را دارد، وضع مردم بد هم بشود باز هم مهمانی می آید که شما وادار شوید حتما میوه خوب بخرید.
8-درهم است: در نرم افزار شما قاصر هستید از اینکه به یک مشتری بفهمانید نرم افزار با نرم افزار متفاوت است. چون با یک چیز انتزاعی طرف است، بین نرم افزاری حسابداری 5 هزارتومانی با حسابداری 10 میلیون تومانی فرقی قائل نیست. در حالیکه در میوه فروشی ، مشتری تفاوت سیب با سیب را در می یابد و اگر دنبال کیفیت خوب است پولش را هم می پردازد.
9- شما فقط میوه را می فروشید: در نرم افزار وقتی شما نرم افزاری عرضه می کنید، داستان عرضه خدمات پس از فروش شروع می شود، آموزش کاربران -بعضا واقعا تعطیل!- تبدیل اطلاعات و انتقال آنها از سیستم قدیمی به جدید، عرضه سخت افزار، نگرانی از کارکردن نرم افزار روی هر نوع سخت افزار آشغالی که مشتری به شما می دهد و ... اما در میوه فروشی، شما فقط میوه را می فروشید اینکه هندوانه را چطور می خورند، گیلاس را چطور؟ اینکه آیا مشتری ظرف مناسبی برای نگهداری میوه دارد و یا خیر نیز به شما ربطی ندارد.
10- یک بار برای همیشه، هرگز: نرم افزار را که می فروشید مشتری توقع دارد این نرم افزار مادام العمر باشد برایش ، به سادگی حاضر نیست قرارداد پشتیبانی و ارتقاء نرم افزار ببندد، اما همه می دانیم که یک میوه را برای همه سال نمی توان نگه داشت، خورده می شود بالاخره! باید میوه جدیدی خرید!
11- باگ: خرابی میوه نگرانی ندارد، روشهای نگهداری میوه معلوم است و اگر شما یک کم تجربه پیدا کنید می توانید به سادگی آن را نگهداری کنید، اما در نرم افزار آنقدر مشکلات متعدد و متفاوت پیش می آید که شما گیج می شوید که این خطا از کجاست و راه حلش چطور است؟ مناطق بحرانی ، آنقدر خطایابی را سخت می کنند که شما نیاز به فاز مجزایی برای آن پیدا می کنید و هزینه زیادی برای هر خطا می پردازید، تازه تضمینی وجود ندارد که همه خطا ها را پیدا کرده باشید و روز تحویل به مشتری، جلوی چشم وی، آنقدر سیستم خطا می دهد که شما آب می شوید و زمین می روید.
12-آن که خربزه می خورد پای لرزش می نشیند: شما مسؤول نحوه استفاده مشتری از میوه نیستید، مهم نیست برایتان که در عزا بخورند یا در عروسی، مهم نیست که به طرف نمی سازد یا می سازد. اما در نرم افزار، کافی است از نرم افزار شما سوء استفاده شود، نمی دانم چرا یقه شما را می گیرند که چرا از طریق نرم افزار شما به ما آسیب وارد شد، چرا هک شد، چرا ....؟
13-دوره بازپرداخت سریع: در میوه فروشی به محض فروش میوه پولتان را می گیرید، اما در نرم افزار تازه پروژه را که تحویل دادید و صورتجلسه کردید، باید بدوید به دنبال پولتان، آنقدر این پول دادن دیر و تکه تکه می شود که به نوش داروی پس از مرگ سهراب می ماند، به شکلی که بعضی وقت ها بی خیال پولتان می شوید.
14- تنوع مشتری: شما در یک شرکت نرم افزاری با طیف خاصی از مشتری سروکار دارید، یا دولتی یا خصوصی یا آموزشی یا ... اما در میوه فروشی شما قیدی برای مشتری ندارید، زن و مرد، کوچک و بزرگ، دارا و ندار، پیر و جوان، شهری و روستایی ،... همه به نوعی مشتری شما هستند، آنهم مشتری دائمی که از همه چیز می گذرد الا از خوردن!
15- کپی رایت: در میوه فروشی نمی توانید یک میوه را بخرید و تکثیر کنید، در نرم افزار می توانید، خوب هم می توانید. اگر تولید کننده ناراحت هم شد مهم نیست، چون یا قانون کافی نداریم و یا آنقدر این قضیه پیچیده است که شما بی خیال می شوید.

اول رئيس

يك روز مسئول فروش، منشي دفتر و مدير شركت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند. يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي كنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه.

جن ميگه: من براي هر كدوم از شما يك آرزو برآورده مي كنم. منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من مي خوام كه توي باهاماس باشم، سوار يه قايق بادباني شيك باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشي ناپديد ميشه.

بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي كنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي نوشيدني خنك داشته باشم و تمام عمرم حال كنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه.

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه. مدير ميگه: «من مي خوام كه اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شركت باشن»!

نتيجهء اخلاقي اينكه هميشه اجازه بده كه رئيست اول صحبت كنه.

پرسش 45 دلاري

يك برنامه‌نويس و يك مهندس در يك مسافرت طولاني هوائي كنار يكديگر در هواپيما نشسته بودند.

برنامه‌نويس رو به مهندس كرد و گفت: «مايلي با همديگر بازي كنيم؟»

مهندس كه مي‌خواست استراحت كند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روي خودش كشيد.

برنامه‌نويس دوباره گفت: «بازي سرگرم‌كننده‌اي است. من از شما يك سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يك سوال مي‌كنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم.»

مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روي هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگري داد.

گفت: «خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولي اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره كرد و رضايت داد كه با برنامه‌نويس بازي كند.»

برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح كرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟»

مهندس بدون اينكه كلمه‌اي بر زبان آورد دست در جيبش كرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد. حالا نوبت خودش بود.

مهندس گفت: «آن چيست كه وقتي از تپه بالا مي‌رود ۳ پا دارد و وقتي پائين مي‌آيد ۴ پا؟»

برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزي كرد و سپس به سراغ كامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم كامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در كتابخانه كنگره آمريكا را هم جستجو كرد. باز هم چيز بدرد بخوري پيدا نكرد. سپس براي تمام همكارانش پست الكترونيك فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يكي دو نفر هم گپ (chat) زد ولي آنها هم نتوانستند كمكي كنند.

بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار كرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد.

برنامه‌نويس بعد از كمي مكث، او را تكان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»

مهندس دوباره بدون اينكه كلمه‌اي بر زبان آورد دست در جيبش كرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد..

با کارمندان خود چگونه رفتار کنیم ؟

آقاي مدير / خانم مدیر !

فکر مي کنيد راضي و با انگيزه نگهداشتن کارکنان چقدر زحمت دارد؟ آنچه در زير ذکر مي شود ۲۶روش Z-A، کم هزينه  يا بي هزينه است براي جذب، نگهداشتن و با انگيزه کردن کارکنان به کار مي رود.
Acknowlebge (قدرداني)
زماني را صرف کنيد تا به کارکنان خود بگوييد چقدر از آنها ممنون هستيد اين قدرداني نبايد به شيوه پيچيده اي انجام شود بلکه بايد با جملا ت ساده بيان شود، تلا ش هاي ارزشمند کارکنان را در مجموع سازمان شما انعکاس دهد ولو  به صورت خبري کوچک در خبرنامه سازمان درج شود. در اين صورت خود اين کارکنان اولين کساني هستند که به شما خواهند گفت ما که کار مهمي انجام نداده ايم!
Benefits (مزايا)
در حالي که بسياري از سازمان ها مزايايي مانند مرخصي با حقوق، رفتن به مسافرت، مراقبت هاي پزشکي، فعاليت هاي ورزشي و غيره رابه کارکنان تخصيص داده اند ولي ممکن است در  يک محيط رقابتي اين مزايا کافي نباشد امروز ايجاد تعادل بين کار و زندگي براي کارکنان به سرعت اهميت پيدا مي کند و اين امر باعث مي شود لا زم باشد متفاوت عمل کنيد و همين طور برنامه هاي قابل انعطافي مانند خدمات نگهداري از کودکان کارکنان در محيط ارائه دهيد.
Care (مراقبت)
کارکنان در محيط خارج از کار، مشکلا ت زندگي خود را به دوش مي کشند. شما مي توانيد و بايد نسبت به مشکلا ت آنها حساس باشيد. وقتي مديران و سازمان ها از کارکنان خود به طور دلسوزانه مراقبت مي کنند، در عوض کارکنان احساس وفاداري و وابستگي شديدي به سازمان پيدا خواهند کرد.
Determine (خواسته هاي کارکنان را بدانيد)
کارکنان به اشکال مختلف پاداش، واکنش نشان نمي دهند. مثلا  همه کارکنان مايل نيستند در جمع معرفي شوند ولي برخي ديگر ممکن است از تشويق در جمع خوشحال شوند.
Equity (برابري)
آيا برداشت کارکنان شما اين است که با آنها با عدالت رفتار مي کنيد؟ آيا اقدامات انضباطي براي همه ثابت و يکسان است؟ به ياد داشته باشيد که برابري الزاما به معناي يکسان عمل کردن با کارکنان نيست. کارکنان انتظار ندارند با همه مثل هم رفتار شود زيرا شرايط نيازهاي هر يک از آنها منحصر به فرد است و آنچه کارکنان نياز دارند اين است که با آنها درست برخورد شود.
Forgive (چشم پوشي)
کارکنان خطا مي کنند. به هنگام خطا نحوه واکنش سازمان مي تواند طوري باشد که موجب تغييرات عظيمي در احساس وفاداري و احترام آنها نسبت به سازمان شود. به کارکنان سازمان کمک کنيد از اشتباهات خود درس بگيرند.
به اين نکته توجه کنيد که ممکن است خطا از فرآيند ناشي شود نه از کارآمدي کارکنان، در اين صورت از افرادي که مي توانند راه حل هاي مناسب ارائه کنند کمک بگيريد.
dack feeb Give (بازخورد دادن)
باز خورد دادن بايد مستمر باشد نه فقط به صورت سالا نه براي بازنگري عملکرد طي سال. بازخورد فعاليت کارکنان را مرتب دريافت کنيد تا تفاوت بين عملکرد و انتظاري را که از آنها مي رود دريابيد.
Honesty (صداقت)
کارکنان صداقت را در رفتار شما ستايش مي کنند حتي اگر منجر به دريافت اطلا عات ناخوشايند باشد. بهتر است کارکنان خبرها را مستقيما از خود شما بشنوند تا اينکه به صورت غيرمستقيم يا شايعه، اين صداقت رفتار تاثير خود را در عملکرد کارکنان مي گذارد.
Involve (مرتبط بودن)
آيا به کارکنان اين فرصت را مي دهيد که در اتخاذ تصميم هايي که بر سازمان و به ويژه بر شغل آنها تاثير مي گذارد مشارکت داشته باشند؟ سوال از کارکنان در مورد عقايدشان در مسائل جزئي و مهم مي تواند موجب ايجاد انگيزه در آنها شود.
Jump (سرعت)
با چه سرعتي به درخواست کارکنان خود رسيدگي مي کنيد؟ خواه شما يک مدير يا متخصص منابع انساني باشيد، ارائه خدمات به کارکنان از وظايف مهم شما است. حتي اگر نتوانيد مساله را حل کنيد بايد به نوعي تعهد خود را نسبت به حل مشکلا ت کارکنان نشان دهيد، ولو به سادگي و به سرعت به آنها اطلا ع دهيد که درخواست شما دريافت شد.
simple anb short it Keep
(فرآيندها و ابزار ساده و مختصر)
کارکنان دوست دارند که موثر و کارآمد باشند و در صورتي که فرآيندها و ابزار کارشان ناکارآمد و غيرموثر باشد نمي توانند به خوبي فعاليت کنند. پس وظيفه شماست که فرآيندها و ابزار مناسب در اختيار آنها بگذاريد.
Listen (شنيدن)
آيا شما مکانيزم هاي رسمي و غيررسمي براي شنيدن نظرات  کارکنان خود را داريد؟ دريافت نظرات کارکنان چه از طريق صندوق پيشنهادات، نرم افزارهاي مربوطه، جلسات حضوري، مذاکره يک به يک يا به صورت هاي متفاوت اين فرصت را به کارکنان مي دهد که نظرات، پيشنهادها و عقايد خود را در مورد فعاليت ها ذکر کنند و اين روش کليدي براي مرتبط نگهداشتن کارکنان با محتواي فعاليت هايشان است.
Effectively Manage (مديريت موثر)
نحوه اداره کردن کارکنان و فعاليت ها توسط مديران شما تا چه حد اثربخش است. مطالعات نشان مي دهد که مدير مستقيم يک فرد بيشترين تاثير را برکارآيي، اثربخشي، وفاداري و ايجاد انگيزه در وي نسبت به سازمان دارد.
Nubge (فشار آوردن)
از کارکنان خود کار متوسط را قبول نکنيد. آنها را با فشار وادار کنيد تمام سعي خود را بکنند تا هر دفعه کار خود را کمي بهتر از قبل ارائه کنند.
Opportunities (فرصت ها)
بسياري (ولي نه همه) از کارکنان مايل به رشد هستند، چه فرصت هايي در طول فعاليت سازمان براي رشد کارکنان خود فراهم کرده ايد تا به سطوح بالا تري برسند يا نقش هاي پرچالش تري را ايفا کنند؟
Pay (پرداخت)
با اين حال که پرداخت مهم ترين عامل ايجاد انگيزه براي کارکنان نيست ولي موضوعي حائز اهميت است. نکته کليدي در مورد پرداخت عادلا نه به کارکنان با توجه به شرايط داخلي و خارجي سازمان است.
مطمئن شويد پرداخت هايي که انجام مي دهيد با ميانگين پرداخت هاي درون سازمان و نيز بيرون سازمان يعني بازاري که کارکنان را از آن جذب مي کنيد تناقض نداشته باشد.
Question  (سوال)
اگر فرصت کنيد از کارکنان  خود سوال کنيد، مطالب زيادي از آنها ياد خواهيد گرفت. آيا در مورد بازگشت سرمايه نگران هستيد؟ از کارکنان بپرسيد آنها فکر مي کنند مشکل چيست؟
آيا فکر مي کنيد ارائه نوآوري جديد در بازار، کار درستي است، از کارکنان خود بپرسيد آنها چه فکر مي کنند؟
 Rewarb (پاداش)
پرداخت حقوق کامل براي هر روز در ازاي انجام کار کامل طي آن روز، اکنون روش منسوخي براي ايجاد رابطه مالي بين سازمان و کارکنان است. براي اينکه کارکنان را هرچه بيشتر کارآمد و موثر کنيد بايد بيشتر بپردازيد، شما بايد براي تلا شهاي فردي و گروهي در راستاي ماموريت سازمان يا تلا ش هايي که به نوعي حاکي از کارآمدي است يا رفتارهايي را که مايليد ادامه داشته باشد، پاداش دهيد. در اين زمينه بايد نوآور باشيد.
دادن پاداش و مواردي امثال آن که موجب افزايش انگيزه کارکنان مي شود، خيلي گران تمام نخواهد شد.
information Share (مشارکت در اطلا عات)
کارکنان بايد چه چيزهايي را بدانند؟ پاسخ اين است که هر چيزي را که به آنها کمک کند مشارکت با ارزش تري در سازمان خود داشته باشند. اين مشارکت به سادگي باعث مي شود کارکنان اطلا عات مثبت در مورد محصولا ت و خدمات شرکت به اطلا ع مشتريان برسانند.
them to Talk (صحبت کردن)
صحبت کردن با کارکنان نشان مي دهد که شما به آنها و عقايدشان علا قه داريد. کارکنان نيز در فرصتي  که ضمن صحبت با شما به دست مي آورند سوالا تي را مستقيما مطرح کرده و جواب بگيريد.
issues their Unberstanb
(درک نکات مهم هر بخش)
نکاتي که در بين کارکنان خدمات رساني به مشتري اهميت دارد با نکاتي که در قسمت توليد يا ساير قسمت ها مطرح مي شود فرق دارد. آيا مي دانيد درهر بخش چه مواردي حائز اهميت است؟
Value (ارزش)
شايد سازمان شما سازماني باشد که موجب مباهات کارکنان باشد. شايد شما حقوق و مزاياي سخاوتمندانه اي به کارکنان مي پردازيد و شايد در محل کار براي کارکنان خود امکانات ورزشي و بهداشتي فراهم کرده ايد که جزو بهترين ها است و شايد در سازمان شما ارزش هاي مکتوبي وجود داشته باشد ولي فرصت نکرده ايد که درباره آنها فکر کنيد يا به کارکنان يادآوري کنيد که چنين ارزش هايي وجود دارند. در اين باره فکر کنيد و ببينيد چه مزاياي منحصر به فردي در کارکنان خود داده ايد؟
Why (چرا)
وقتي شما تصميم گيري مي کنيد يا سياست جديدي بايد به اجرا درآيد يا سايت قبلي بايد تغيير کند آيا فقط تصميم گيري را اجرا مي کنيد؟ آيا دليل آن را نيز به کارکنان هم مي گوييد؟ ارتباط پيدا کردن با کارکنان در مورد دلا يل تصميم هاي اتخاذ شده راه ساده اي است که ذهن کارکنان را به تغييرات يکپارچه مي کند.
Excellence (تعالي)
کارکنان دوست دارند احساس کنند بخشي از سازمان هستند که نزد دوستان و آشنايان خود مي توانند به آن مباهات کنند و با آنها دوباره کارهاي مهم و بزرگي که سازمان انجام مي دهد و نحوه مشارکت خودشان صحبت کنند، وقتي سازمان به اهداف خود برسد، محصولا ت جديد توليد کند و جامعه آن را بشناسد، کارکنان بر خود خواهند باليد.
آيا سازمان شما براي رسيدن به تعالي و اهداف آن تلا ش مي کند؟
Yes (بلي)
گفتن نه آسان است ولي پيدا کردن راه هايي براي رفع نياز کارکنان سخت و زمان بر است هيچ کس دوست ندارد «نه» بشنود ولي همه ما از اينکه جواب مساعد بشنويم خوشحال خواهيم شد. پس بهتر است مثبت باشيم تا بتوانيم انرژي مثبت را در کارکنان نيز ايجاد نماييم.
Zest (رغبت)
آيا رغبت داشتن به کار لا زم است؟ جواب در واقع کاملا  مثبت است، وقتي کارکنان از شغل و محيط کار خود لذت ببرند از حضور در محل کار نيز لذت خواهند برد.
راههايي در نظر بگيريد که در سازمان محيط با نشاطي براي حضور کارکنان فراهم شود تا آنها با رغبت بر سر کار برگردند و به بهترين نحو کار کنند.